امروز چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ شما در هستید.
به سایت خوش آمدید.
  • آخرين آهنگ ها
  • آخرين آلبوم ها
  • آخرين سريال ها
  • آخرین فیلم ها
  • آخرین موزیک ویدیو ها

گلایه گوهر خیراندیش از تلویزیون

گلایه گوهر خیراندیش از تلویزیون

اخبار هنرمندان؛گوهر خیراندیش:

مردم، من را بیشتر با تلویزیون شناختند بنابراین در وهله اول، تلویزیون را خانه اصلی خودم می‎دانم ولی متاسفم که دست ما برای گفتن حقیقت‎های جامعه باز نبوده و نیست. مردم هم وقتی از یک رسانه، از این جعبه جادویی آنچه را که در جامعه تجربه‌ می‌کنند نمی‎بینند یا نمی‌شنوند، کم‌کم از آن فاصله می‌گیرند چون چنین روشی را قبول و باور ندارند.

 

خیلی چیزها باعث شد که روند یک اتفاق، در تلویزیون یکجور باشد و در جامعه، یکجور دیگر. یعنی تبلور واقعیت‎هایی که در جامعه بود، در تلویزیون نبود به همین دلیل مردم، از آن فاصله گرفتند. زمانی که آمریکا بودم، آقای رحیمی(تهیه‎کننده سریال دیوار به دیوار) برای دعوت از من برای حضور در این کار تماس گرفت. آن زمان من خیلی رنجیده بودم و واقعا نمی‎خواستم دیگر با تلویزیون کار کنم اما ایشان گفتند که مدیران رده بالای تلویزیون واقعا علاقه‌مند هستند که شما باز دوباره با تلویزیون همکاری کنید و من این را به مثابه تغییر سیاست‎ها و روش‌های این رسانه دیدم و بدین ترتیب بود که وقتی در آمریکا بودم، قراردادم را برای بازی در این سریال به صورت تلفنی بستند و من بعد آمدم ایران.

 

به نظر من، تنها راهش این است که اصحاب رسانه ملی، به هنرمندان اعتماد کنند و سعی کنند اگر گاهی چیزی در اجتماع اتفاق می‎افتد و واقعیت‎هایی که هست را حتی با انتقادهای بجا در تلویزیون پخش کنند که اگر این اتفاق بیفتد، مردم بیشتر اعتماد می‎کنند.

 

راه اعتماد و جلب مردم، پوشش دادن واقعیت‎های جامعه است که اگر بشود، آنها را در تلویزیون نشان دهیم. مثلا در مورد ارتباط زن و مرد یا نشان دادن هیبت زن، ما معذوریت‎های زیادی در تلویزیون داریم که باعث شده مردم بروند سراغ دیگر رسانه‌ها. وقتی فرزند من تیر می‎خورد و من نمی‎توانم به او دست بزنم یا زخمش را ببندم، دیگر از این غیرواقعی‌تر که من مادر نمی‎توانم دست فرزندم را بگیرم؟ تماشاگر درباره چنین صحنه‌ای چه می‌گوید؟ کجای گرفتن یک فرزند آسیب دیده یا یک شهید مشکل دارد؟

 

کدام خانواده‎ای که تجربه بیماری فرزند را داشته و حتی دیگر خانواده‌ها چنین چیزی را بد می‌دانند و احساس دیگری برایشان به‌وجود خواهد آمد؟ من سال‎ها رنج بردم که چرا نمی‎توانم دست فرزند نوجوانم را بگیرم و چرا باید وقتی مثلا فرزندم تیر می‎خورد، پارچه را به دست او بدهم تا خودش زخمش را ببندد؟ آخر چه‌ کسی این را باور می‌کند؟ بنابراین این رنج من در این سال‎ها رنجی است که فکر می‎کنم به تماشاگر هم منتقل شده و آنها هم متوجه می‎شوند که چقدر سوال‌برانگیز و غیر واقعی است.

 

حالا این حرف‌ها که مطرح می‌شود ممکن است برخی‌ها واکنش نشان دهند اما این حرف من نباید به معنی رواج مسائل دیگر تلقی شود. همین چند وقت پیش، زنان را در ورزشگاه‌های جام جهانی نشان دادند؛ چه اتفاقی افتاد؟ فکر می‎کنم اگر اجازه بدهند که مردم، خودشان خوبی و بدی مسائل را درک و انتخاب کنند، مطئمن باشید کمتر مشکل به وجود می‎آید./سرپوش

بیوگرافی نویسنده

مشاهده تمامی 347 پست

مطالب مشابه

برچسب ها

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها